اقتراح: مشاوره در حوزه
51 بازدید
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : پژوهش و حوزه ) زمستان 1386 - شماره 32 (41 صفحه - از 160 تا 200)
تعداد شرکت کننده : 0

 

اشاره

آنچه می‌خوانید گفت‌وگویی است با شماری از صاحب‌نظران حوزوی دربارهء جایگاه مشاوره‌ در حوزه.در این گفت‌وگوی علمی،کارشناسان حوزه ضمن ارائه دیدگاه‌ها و پیشنهادهای‌ خود برای بهینه‌سازی نهاد مشاوره در حوزه،بر ضرورت و فواید بی‌شمار این برنامهء راهگشا تأکید کرده‌اند.محققانی که دعوت مجله را اجابت و در این اقتراح علمی مشارکت کردند، عبارت‌اند از:

1.حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد رضا احمدی،عضو هیئت علمی مؤسسه‌ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

2.حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین حق‌جو،مسئول مرکز مشاورهء حوزه.

3.حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد حسین شریفی‌نیا،عضو هیئت علمی‌ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و رئیس مرکز مشاورهء امین.

4.حجت الاسلام و المسلمین محمد مهدی صفورایی پاریزی،مسئول مرکز مشاورهء جامعة المصطفی العالمیة،عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

5.حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی نقی فقیهی،استادیار دانشگاه قم،مدیر مؤسسهء مطالعاتی مشاورهء اسلامی. 

معنا و مفهوم مشاوره چیست و آیا مشاورهء دینی با دیگر مشاوره‌های علمی تفاوت دارد؟

محمد حسین شریفی‌نیا:مشاوره دو معنا دارد یا-مثل هر مفهوم دیگری-از دو جهت قابل‌ بررسی است:لغوی و اصطلاحی.به لحاظ لغوی مشاوره عبارت است از گفت‌وگو با دیگران در باب موضوع خاصی که می‌خواهیم راجع‌به آن تصمیم بگیریم.هر وقت که‌ انسان می‌خواهد در باب موضوعی تصمیمی بگیرد،با افرادی که دربارهء آن موضوع‌ صاحب‌نظرند و به اصطلاح اطلاعات یا تجربه‌ای دارند،گفت‌وگو می‌کند.مشاوره در این‌ معنای لغوی،همزاد بشر است؛یعنی از روزی که بشر نیاز به تصمیم‌گیری پیدا کرده،با کسانی که پیرامونش بودند راجع به تصمیماتش گفت‌وگو کرده و به همین جهت تاریخ‌ مشاوره و مشورت کردن برابر است با تاریخ حیات بشر در روی کرهء زمین.

اما از جهت تخصصی و به لحاظ اصطلاحی،مشاوره عبارت است از یک رابطه‌ درمانگرانه و یاورانه که به صورت تخصصی بین دو نفر(متخصص و مراجع)برگزار می‌شود.دراین مفهوم،مشاوره حدود یک قرن سابقه دارد.در حقیقت مفهوم تخصصی‌ مشاوره زاییده تمدن مدرن است؛به دلیل تخصصی شدن فعالیت‌ها،تقسیم کارها و پیچیده شدن جوامع بشری و افزایش مشکلات و هزینهء تصمیم‌گیری انسان‌ها.

مشاوره،مفهوما غیر از راهنمایی است.همچنین با روان درمانی هم یکی نیست.در راهنمایی،فرد ممکن است تقاضایی از ما نکند؛اما ما می‌بینیم که در مسیر نادرستی قرار گرفته‌است و راهنمایی‌اش می‌کنیم.همچنین در راهنمایی ما معمولا برای رشد و ارتقای‌ کیفی،افرادی را که ممکن است هیچ مسئله و مشکلی ندارند،راهنمایی می‌کنیم؛اما در مشاوره ما معمولا با کسانی مواجهیم که دچار مشکلات جزئی شده‌اند،ولی هنوز زندگی‌شان به‌هم نریخته است.روان درمانی هم مربوط به جایی است که بیماری یا اختلال مهمی وجود داشته باشد.اینها تفاوت مشاوره با راهنمایی و روان درمانی است.

قسمت دوم سؤال،این بود که آیا مشاورهء دینی با مشاورهء علمی فرق دارد.به نظر بنده مشاوره به مفهوم تخصصی،یک دانش،حرفه یا امر مطلق است.البته بسته به‌ زمینه‌ها و کانتکسی که مشاوره در آن انجام می‌گیرد،می‌توانیم مشاوره را به امور دیگری‌ اضافه کنیم؛مثلا بگوییم«مشاورهء تربیتی»یا«مشاورهء ازدواج».ولی مشاوره در تعریف‌ علمی‌اش،به مشاورهء اسلامی یا غیر اسلامی یا مسیحی،یهودی،بودایی،آمریکایی، اروپایی یا آسیایی تقسیم نمی‌شود؛بلکه اگر این مشاوره مثلا در فرهنگ غربی اتفاق‌

بیفتد،چون بخشی از ابعاد مشاوره پرداختن به زمینهء فرهنگی مراجع است،می‌توانیم‌ نامش را مشاوره در فرهنگ اروپایی بگذاریم،و اگر در سرزمین اسلامی انجام گرفت، مشاوره برمبنای اسلامی است.

توصیه‌هایی که ما در متون دینی برای مشورت داریم،همان مشورت به معنای عام‌ است.در قرآن،مشورت در دو زمینه آمده‌است:در زمینه مسائل خانوادگی(از شیر باز کردن فرزند که به والدین توصیه می‌کند این کار را با مشورت انجام بدهید)و یکی هم در مسائل سیاسی اجتماعی که خداوند متعال به پیامبر توصیه می‌فرماید که در مسائل به‌ اصطلاح کلان اجتماعی با مؤمنین و مسلمان‌ها مشورت کنید.مشاوره در این دو آیه،به‌ معنای فنی به کار نرفته‌است.در توصیه‌هایی که از ائمه معصومین-علیهم السلام- رسیده،زمینه‌های دیگری هم وجود دارد.مثلا فرموده‌اند در تجارت،مشورت کنید،یا وقتی می‌خواهی با کسی رفیق بشوی،مشورت کن،یا وقتی می‌خواهی فلان کار را بکنی‌ مشورت کن،وقتی می‌خواهی همسری انتخاب کنی مشورت کن...در این نمونه‌ها، توصیه به مشورت برای استفاده از عقل و مهارت‌های دیگران است.مشاورهء اصطلاحی، فراتر و پیچیده‌تر از این است.درواقع مشورتی که در متون دینی آمده‌است،بخشی از فرایند مهارت تصمیم‌گیری است که همه‌جا و در همه زمینه‌ها وجود دارد؛اما امروزه‌ مشاوره،بخشی از فرایند تصمیم‌گیری نیست،بخشی از فرایند حل مسئله است،حل‌ مشکل است.این دو،باهم متفاوت است.

محمد حسین حق‌جو:مشاوره به‌معنای هم‌فکری،هم‌اندیشی،تعمیق بخشیدن به واردات و صادرات ذهنی است.انسان در بعضی از موارد و مقاطع در موضوعات مختلف ذهنیات و مسائلی دارد که اگر بخواهد آنها را عملی بکند،باید به یک تعمق و ژرفایی دست پیدا کند تا بتواند تصمیم بگیرد.خود مشاوره،هم تعمق در انسان می‌آفریند و هم ایجاد انگیزه می‌کند. خیلی از افراد وقتی می‌خواهند کاری انجام بدهند،در ابتدا برای خودشان هم روشن است‌ که کار خوبی است،اما آن قدر این مسئله برای آنها تعمق پیدا نکرده که به انگیزه تبدیل‌ بشود و بعد از انگیزه،اراده در آنها فعال بشود و بعد از اراده،فکرشان را به فعلیت برسانند.در آن روایت معروف هم هست که پیغمبر خدا(ص)فرمودند:الایمان عقد بالقلب و نطق باللسان و عمل بالاحکام؛«هر رفتار و گفتاری در انسان برگرفته از افکار او است.»

افکار انسان هم وقتی عمق پیدا می‌کند که با روش‌های مختلف تعمق پیدا بکند و یکی از راه‌های تعمق فکری هم تعامل و تبادل فکری با افراد مختلف در عرصه‌ها و با نگرش‌ها و بینش‌های مختلف علمی است.ما در لسان روایات می‌بینیم که از مشاوره‌ به عنوان استخراج رأی صحیح تعبیر شده.معنای لغوی مشاوره را مرحوم صاحب مفردات، استخراج رأی صحیح می‌داند.در پرتو گفت‌وگو با افراد خبیر و آگاه انسان به رأی صحیح‌ می‌رسد.علامه طباطبایی(رضوان اللّه علیه)می‌فرماید:نتیجهء مشاوره،انتخاب بهتر و برتر است.صاحب مجمع البیان،مشاوره را به تبادل نظر برای روشن شدن حق و واقعیت‌ تعبیر می‌کند.در روایات هم داریم که المشاورة عین الهدایه؛«انسان در پرتو مشاوره به‌ هدایت و راه درست دست پیدا می‌کند.»لاظهیر کالمشاورة؛«هیچ پشتیبان و تکیه‌گاهی‌ محکم‌تر از مشاوره نیست.»

به‌هرحال مشاوره خودش از یک معنا و مفهوم عمیق و گسترده‌ای برخوردار است‌ که باید ما این مفهوم و معنا را برای جوامع خودمان تبیین کنیم.بعضی‌ها فکر می‌کنند کسی که به مشاوره می‌رود حتما مشکل روانی دارد،مشکل روحی دارد،نقص دارد.نه؛ اتفاقا ما براساس تجربه‌ای که داریم شاید 58 درصد مراجعان ما ضعف یا نقص‌ خاصی ندارند.بلکه برای دست‌یابی به میان‌برها،راه‌های زودرس،راه‌هایی که زودتر به‌ مقصد و نتیجه برسد،در جلسات مشاوره شرکت می‌کنند.در دانشگاه‌ها رشته‌هایی داریم‌ در بحث روان‌شناسی که یکی از رشته‌های مرتبط به آن همین مشاوره است که انواعی‌ دارد:مشاورهء بالینی،مشاورهء کودک،مشاورهء خانواده،مشاورهء ازدواج و...

به‌عقیده من براساس فرایند عمیقی که در روایات و معارف دینی داریم،باید گفت‌ که دیگران از مکتب ما استراق سمع کردند.اما حالا ما داریم تولیدات آنها را مصرف‌ می‌کنیم.عناوین را از معارف ما گرفتند؛بالاخص خود مشاوره را که یک اصطلاح قرآنی‌ و روایی است.نگوییم مشاوره یک اصطلاح و مفهوم غیردینی بوده و حالا دینی شده‌ است!غربی‌ها این سنت را از مسلمین گرفتند و از آن،رشته و دانشکده و دانشگاه ساختند. اما وقت آن رسیده‌است که ما نیز به متون و منابع خود برگردیم و آنچه را که نیاز داریم از دل آنها بیرون کشیم.

مشاوره در متون دینی ما فراوان به‌کار رفته‌است.-آیت اللّه استادی کتابی نوشتند تحت عنوان مشاوره که در آن حدود چهارصد روایت جمع‌آوری و دسته‌بندی شده‌است-

منتها استخراج مفاهیم از متون دینی،هم قوهء اجتهاد می‌خواهد و هم اهتمام دلسوزانه. برخی به خود این زحمت‌ها را نمی‌دهند و همان حرف‌های دیگران را می‌خوانند و بر اساس آنها داوری می‌کنند.

گرچه مشاوره دینی و مشاوره‌ای که الان مصطلح است،در بین مردم خیلی نزدیک‌ به همدیگرند،اما تفاوت‌هایی هم میان آنها وجود دارد.بعضی از روان‌شناسان،واژه‌ مشاوره را همان فرایند مشاوره دینی تفسیر و تبیین کرده‌اند،که مشکلی نیست و ما موافقیم.اما گاهی می‌گویند«مشاورهء دینی»یکی از انواع و اقسام مشاوره است.در این‌ صورت مراجعان گمان می‌کنند مشاورهء دینی فقط شامل احکام و عقاید و اخلاق است.اما این‌طور نیست.مشاورهء دینی در همه عرصه‌ها-حتی مباحث خاص تجربی،مانند پزشکی،روان‌پزشکی،تربیتی،شغلی،زناشویی-حضور و کارایی دارد.چه مسئله‌ای را می‌توان یافت که دربارهء آن نتوانیم از منظر دین گفت‌وگو کنیم؟

گاهی برخی مشاوره‌های دانشمندان روان‌شناس یا روان پزشک،با مشاورهء دینی، هم سویی پیدا می‌کند که درست هم همین است؛اما گاهی بعضی از مشاوره‌های آنان با مبانی دینی ما تعارض دارد.ما برای چنین مشاوره‌هایی اعتبار قائل نیستیم.حد اقل‌ می‌شود گفت که این نوع مشاوره‌ها اگر زیان نداشته‌باشند،درمان اصلی را به مراجع‌ نشان نمی‌دهند.

علی نقی فقیهی:مفهوم مشاوره امروز با مفهوم مشاوره در متون دینی تفاوت چندانی ندارد. در کتاب مشاوره در آینه علم و دین(ص 83 تا 64)من این بحث را مفصلا مطرح کرده‌ام. حدود 057 سال قبل،راغب اصفهانی تعریفی از تشاور و مشاوره و مشورت ارائه می‌کند که در آن دو خصوصیت وجود دارد:کشف حقیقت و هدایت فرد به‌سوی اهداف مطلوب. در مشاورهء امروز هم همین است.یک مشاور کوشش می‌کند در یک مصاحبه رودررو مشکلات روانی مراجع را از درون او کشف کند.سپس با کمک هم می‌کوشند که راهی‌ برای درمان آن مشکل پیدا کنند.

نکتهء دوم این است که وقتی خود مراجع متوجه شد که چه مشکلی دارد و مشاور هم‌ آن را به‌دست آورد،سعی می‌کند زمینهء هدایت مراجع را هموار کند.مشاور،نقاط قوت و امکاناتی را که در مراجع وجود دارد،شناسایی می‌کند و با کمک همان‌ها راه‌حلی را نشان‌

می‌دهد.در حقیقت آن کشف و هدایت که در تعریف مرحوم راغب مطرح است،همان‌ مفاهیمی است که در تعاریف اصطلاحی مشاوره وجوددارد.راغب می‌گوید:«التشاور و المشاورة و المشورة استخراج الرأی بمراجعة البعض الی البعض.»در این تعریف اولا سخن از حضور فرد دیگری است که مشورت می‌دهد و ثانیا می‌گوید مشاوره،استخراج‌ رأی صواب است.درکلام مرحوم طریحی در مجمع البحرین هم،این عناصر با عبارات‌ دیگری آمده‌است.درتعبیر مرحوم طریحی،هم بحث مراجعه و هم کشف و نظر مشاور در رابطه با مشکل خودش و اینکه چه‌نوع هدایتی را می‌تواند داشته‌باشد،آمده است و در آخر هم از هدایتی سخن می‌گوید که فرد باید به آن سمت و سوی حرکت کند.

مشاوره،مبانی و اصول و روش‌هایی دارد که در همهء اینها اسلامی بودن نقش دارد. مبانی مشاوره نزد ما با برخی نظریات جدید روان‌شناختی متفاوت است.در اصول و روش‌ هم تفاوت‌هایی وجود دارد.گرایش اصلی اسلام به معنویت،اخلاق و تعهد است.ولی در ملاک‌های علمی،روی این مسائل،اصرار چندانی ندارند.گرچه ضوابطی را باعنوان‌ قانون یا اخلاق در مشاوره مطرح کرده‌اند،ولی شالودهء برنامه‌ها و کارهایشان در مشاوره‌ بر معنویت نیست.در مشاورهء دینی،مشاور سعی می‌کند در عین حل کردن مشکل روانی‌ فرد،او را به راه درست و مستقیم معنوی هم هدایت کند.یکی از اهداف و مفاهیم واقعی‌ مشاوره،تربیت است.مشاوره جزء علوم تربیتی است.یعنی مشاور باید به گونه‌ای مراجع‌ خود را تربیت کند که نه‌تنها مشکل دنیایی‌اش حل بشود،بلکه زمینه رسیدن به سعادت و کمال ابدی را در او فراهم بکند.بنابراین نباید راهکارهایی را پیشنهاد بکند که ممکن‌ است مشکل فرد را موقتا حل بکند،ولی برای او مشکل معنوی و اخلاقی پیدا بشود.

یکی از عواملی که باعث بروز مشکل می‌شود و در دین به آن توجه شده‌است،ولی‌ علمای روان‌شناس به آن نپرداختند،دوری از معنویت است.یا به عبارتی دیگر فاصله‌ گرفتن از طبیعت فطری و الهی خویش است.به تعبیری که امام علی(ع)دارد،درد تو از خودت و درمانت هم از خودت است.این درد از خودت است،یعنی وقتی فطرت از حالت‌ طبیعی خودش بیرون بیاید،خواه ناخواه از یک جایی سر درمی‌آورد و به مشکلات روانی‌ منجر می‌شود.اصلا اختلال روانی جایی مطرح است که سیستم وجودی انسان به‌هم‌ بریزد.سیستم وجودی،گاهی سیستم بدنی یا مغز و اعصاب است و گاهی سیستم روانی‌ است.اگر سیستم روانی انسان نامتعادل باشد،مشکلات خاصی را پدید می‌آورد. ...

آدرس اینترنتی